حكيم زجاجى
1205
همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )
آمدن اىتغمش به تبريز و رفتن اتابك ابو بكر به نخجوان ز هجرت چو بر ششصد افزود پنج * مزاج جهان منحرف شد ز رنج ز حد عراق اندرون ناگهان * پديدار شد فتنهاى از نهان غلامى بدانجا برآورد سر * به مردى جهان كرد زيروزبر چو بگشاد دست بدى در عراق * زمين كفر بگرفت و گردون نفاق مسلم شد او را صفاهان و رى * ز امر اتابك برون برد پى ورا نام اىتغمش مير بود * سرافراز با راى و تدبير بود سپاهى بر او جمع شد بىشمار * همىتاخت لشكر يمين و يسار نياسود از تاختن يك زمان * به رفعت گذر كرد از آسمان اتابك ز كردار او بىخبر * كه آمد نهال خلافش به بر از آنگه كه از گرج بشكست شاه * بگرديد طبعش از آيين و راه دلش بود از دست محنت خراب * نهاد آن پسنديده سر در شراب به مى فر و اورنگ از او دور بود * به شام و سحر مست و مخمور بود نخوردى به ده روز يك چمچه آش * بدى بادهء ناب در شورباش به جاى كمند و كمان و حسام * گرفتى سرافراز بر دست جام نخوردى بهجز باده چيزى دگر * همىريخت مى بر دل و بر جگر چو دست آن دلاور كشيدى به جام * شدى خوردنى بر حريفان حرام حريفى كه گشتى شكم گرسنه * نهان سوى مطبخ شدى يك تنه بخوردى طعام و دهان را به آب * بشستى و رفتى به جاى شراب چو بشنيدى آن شاه بوى طعام * زدى بر زمين از سر خشم جام برون كردى و كردى آغاز ، رزم * حريفان خود را سراسر ز بزم دماغش پريشان شد از تاب مى * ز خود رفت بيرون شه نيكپى نديدى به ماهى كسى روى شاه * نبودى يكى را بر شاه راه به نزديك اىتغمش آمد خبر * كه شد كشور از شاه زيروزبر به مى خوردن آن شاه را يار نيست * بهجز باده خوردن ورا كار نيست